نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. |
رئیس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳هجری چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع )و مادرش “ام فروه ” دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. کنیه آن حضرت : “ابو عبدالله ” و لقبش “صادق ” است .
حضرت صادق تا سن ۱۲سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با این ترتیب ۳۱سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار می باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید .
پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت “مکتب جعفری ” را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی ( ص ) گردید . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی امیه ( هشام بن عبدالملک – ولید بن یزید – یزید بن ولید – ابراهیم بن ولید – مروان حمار ) که هر یک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰سال آخر عمر شریفش در ناامنی و ناراحتی بیشتری بسر می برد .
وصایای امام صادق علیه السلام، هنگام شهادت
امام در لحظه مرگ وصایایی چندی مینماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.
- به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛ بکوشید که جز مسلمان نمیرید .
- به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمیرسد .
- به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.
- دستور دادند برای خویشان و کسان هدیهای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و میفرمود میخواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.
و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و … بود.
- درباره امام پس از خود، امام کاظم علیه السلام را برای چندمین بار منصوب کرد که ایشان در آن هنگام بر اساس سندی بیست سال داشتند.
- بخشی از سفارشهای ایشان درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد.
- و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و … بود.
لحظه مرگ
امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دیدند، دستور دادند که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آنها نظر افکند و فرمود: «انّ شِفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة.»
این وصیت امام، دلیل آن است که در آئین اسلام، نماز جایگاهی مهم دارد، طوری که امام در آخرین لحظههای زندگی از میان هزاران مسئله فقط نماز را سفارش میکند و این نیست جز برای این که امام صادق علیه السلام هادی امت و پاسدار دین است و نماز از این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار میباشد.
ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصلهای به مسافت دو هزار ساله به مشام میرسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمیکند و درنمییابد.
به نظر من راز این که امام خویشاوندان نزدیکش را به نماز سفارش میکنند، آن است که مردم از آنان انتظار ارشاد و راهنمائی دارند، پس تبلیغ و توصیه این فریضه از زبان آنان مؤثرتر است. نکته دوم آن که نزدیکان امام و منسویان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پیامبر از شفاعت او و اوصیای گرامیاش بهرهمند خواهند بود، اگرچه در عمل به برخی از احکام سهل انگار باشند.
امام صادق علیه السلام بدین وسیله خواستند بیان کنند که خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اگر توأم با انجام فرائض و تکالیف دینی نباشد، سودی به آنان نخواهد داشت، بلکه این نسبت مسؤولیت ایشان را سنگینتر خواهد ساخت.امحمیده مادر امام موسی کاظم و همسر امام صادق علیهماالسلام از این حال امام در شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نیز از این فریضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه این حال امام را به یاد میآورده میگریسته است.از کارهای عجیب امام در ساعت رحلتش آن که دستور دادند برای تمام خویشاوندان نزدیکش صله و تحفهای فرستاده شود و حتی برای حسن افطس مبلغ هفتاد دینار فرستاد.
سالمه کنیز و خدمتکار آن حضرت پرسید: «چگونه به مردی که با دشنه و خنجر به شما حمله آورده و قصد قتل شما را داشته است، چنین مبلغی را عطا میفرمائید؟»
امام در پاسخ فرمود: «میخواهی مشمول این آیه قرآن نباشم که فرمود: «وَالَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمُرَاللهُ بِهِ یُوصَلَ وَ یَخَشونَ رَبَّهُم وَ یَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»؛ و آنان که فرمان خدا را در مورد صله رحم و دلجوئی از خویشاوندان اجرا میکنند و از خدایشان میترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.
ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصلهای به مسافت دو هزار ساله به مشام میرسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را احساس نمیکند و درنمییابد.
این وصیت امام نیز بیانگر اهمیت صله رحم است و رفتار خود امام هم اینگونه بوده که با ارحامش پیوند داشته و حتی با آنان که با او بریده و به قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند به طریق نیکو رفتار کرد و مبلغی صله فرستاد، و به راستی که این، خلق و خوی انبیاء و اولیاء است. (۲)
پینوشتها:
۱- به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.
۲- به نقل از کتاب احیاگر تشیع.
رخدادهای پس از شهادت امام صادق علیه السلام
امام صادق علیه السلام را به شهادت رساندند و چراغی را که روشنیبخش محافل و مجامع دنیای اسلام بود خاموش نمودند. منصور او را کشت و در عین حال میگفت: مثل جعفر بن محمد کجا پیدا میشود؟ و فریبکارانه و حیلهگرانه در عین این که با تمام وجود از این مسأله شادان بود، ابراز تأسف میکرد.
آری، دور داشتن حضرت علی علیه السلام از خلافت در غوغای سقیفه اگر بگوئیم ناشی از توطئهای پیشبینانه نبود، لااقل خیانتی بارز و آشکار علیه اسلام و مسلمین بود و آثار زیانباری از خود بر جای گذاشت که یکی از آنها به شهادت رساندن فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
ابوهریره عجلی که از شعرای اهل بیت و از علاقمندان آنان بوده در رثای امام آن هنگام که بدن مطهرش را روی تخت روان به سوی بقیع میبردهاند، چنین سروده است:«به آنان که رفتند امام را روی دوشهایشان حمل کنند گفتم: آیا میدانید که چه شخصیتی را به گورستان میبرید؟ کوهی را که چه مرتفع و بلند است! اینک مردمانی را میبینم که هر یک مشتی خاک روی بدن مقدسش میریزند. چقدر شایسته است که بر سر خویش بریزند.
اینان همه عمر و هستی و امکانات خود را در راه نشر و تبیین احکام اسلام و دفاع از شرف و قداست آن و حمایت از انسانها و برقراری عدالت صرف کردند. از جان خویش مایه گذاشتند تا بشریت سروری و آقایی پیدا کند.
چرا دشمنان بشریت باید تا این حد گستاخ باشند که اینان را به شهادت برسانند؟ سنگ اول این ستم از کجا بنیان نهاده شد؟ جز از سقیفه؟ و آیا سزاوار نیست این عبارت ذکر همگان باشد که:
اَللّهُمَّ العَن اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخَرَتابِعٍ لَهُ علی ذلک.
طرح توطئهای دیگر
خبر شهادت امام صادق علیه السلام پخش شد و در اندک مدتی سراسر جوامع اسلامی آن روز نشر یافت. این خبر به گوش منصور در پایتخت هم رسید، او برای آگاهی از آن، لحظهشماری میکرد ولی به ظاهر از شنیدن آن ابراز تأسف نمود.این بار توطئهای دیگر را بنیان نهاد زیرا که میدانست امام صادق علیهالسلام امام بعدی را به عنوان جانشین اعلام میکند. طی نامهای محرمانه به والی مدینه نوشت:تحقیق کنید و ببینید وصی او کیست؟ و او را گردن بزنید و نتیجه را گزارش کنید.
منصور غافل از علم امام بود زیرا امام با علم امامت از اندیشه او آگاهی داشت. به همین دلیل در متن وصیتنامه خود پنج تن را وصی خود اعلام کرده بود. دو فرزندش عبدالله و موسی، همسرش حمیده، والی مدینه محمدبن سلیمان و زمامدار کشور، منصور عباسی!! و طبعاً این پنج نفر نباید گردن زده شوند که یکی از آنها خود منصور بود!! این هم بن بستی جدید برای منصور که توطئه او خنثی شده بود.
دفن و مزار
بر طبق وصیت، امام را غسل دادند و کفن کردند. امام کاظم علیه السلام او را در لباس احرام و هم پارچه یا پیراهنی که یادگار جدش امام سجاد علیه السلام بود پیچیده و محفوظ کرد. مراسم تشییع بیمانندی برای ایشان انجام شد. پیکر مطهر امام نه بر روی دوشها که بر روی دستها بود. ابوهریره عجلی در مورد تشییع و دفن امام در آن روزگار اشعاری سرود که خلاصه آن این است:آنگاه که جنازهاش را حرکت میدادند پیش خود گفتم: آیا میدانند چه چیزی را به سوی گور میبرند؟ کوهی که بر افراز بلندی جای داشت. مردم صبحگاهان بر قبرش خاک ریختند. در حالی که شایسته آن بود بالای سرهای جای گیرد.ایشان را نیز چون امامان گرانقدر پیشین به سوی بقیع بردند و در کنار امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر علیهمالسلام در قبه عباس دفن کردند. امام را در قبری جای دادهاند که از صدها خانه زندگان بیتفاوت برتر است.
مزار ایشان تا سال ۱۳۴۴ هجری در آن قبه و بارگاه مرکز زیارت و توسل بود که در این سال، وهابی مسلکان، این از خدا بیخبران آن را ویران کردند. امام خود درباره پاداش زیارت خود فرموده است: هر کس مرا زیارت کند فقیر نمیمیرد و خداوند گناهانش را میبخشد: مَن زارَنی غُفِرَت لِذُنُوبِهِ وَ لَم یَمُت فقیراٌ. (۱)
پس از شهادت
امام کاظم علیه السلام پدرش را پس از شهادت در میان دو تکه پارچه سفید که لباس احرام او بود به اضافه پیراهن و دستاری که یادگار جدش حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام بود و نیز در میان بُردی که آن را به چهل دنیار خریده بود، پیچید و به خاک سپرد.امام کاظم علیه السلام ضمناٌ دستور داد، چراغ اطاقی را که پدرش در آن میزیست همچنان روشن نگاه دارند و این چراغ تا امام موسی کاظم علیه السلام در مدینه بود، همه شب روشن بود تا این که به عراق احضار شد. پیش از این نیز امام صادق علیه السلام چراغ اطاق پدرش امام باقر علیه السلام را روشن نگاه داشته بود.ابوهریره عجلی که از شعرای اهل بیت و از علاقمندان آنان بوده در رثای امام آن هنگام که بدن مطهرش را روی تخت روان به سوی بقیع میبردهاند، چنین سروده است:
«به آنان که رفتند امام را روی دوشهایشان حمل کنند گفتم: آیا میدانید که چه شخصیتی را به گورستان میبرید؟ کوهی را که چه مرتفع و بلند است! اینک مردمانی را میبینم که هر یک مشتی خاک روی بدن مقدسش میریزند. چقدر شایسته است که بر سر خویش بریزند.
ای صادق راستگو و ای فرزند راستان و صادقان! به پدران پاک و پاکیزهات سوگند راستین میخورم و خداوند تعالی و پروردگار خاوران نیز به وجود شما سوگند یاد کرده و فرموده است: دوازده ستاره درخشانی که در عالم الهی همیشه پیشرو پیشگام بودهاند.»
بدین ترتیب امام صادق سلام الله علیها در گورستان بقیع در کنار نیای مادریش امام حسن مجتبی و جد پدریش حضرت امام سجاد و پدرش امام باقرالعلوم (درود خدا به روان همهشان) به خاک سپرده شد و او آخرین امامی بود که در بقیع دفن گردید و پس از او تمام فرزندان او جز امام رضا علیه السلام که در خراسان آرمیده در سرزمین عراق به خاک سپرده شدهاند. (۲)
منبع:
۱- به نقل از کتاب احیاگر تشیع.
۲- به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام
ثواب زیارت حضرت صادق علیه السلام
از دیدگاه سنت اسلامی، زیارت مؤمن در هر دو حال حیات و مرگ ثواب و اجر فراوان دارد، به ویژه اگر او، امام و پیشوای مؤمنان باشد.
به علاوه زیارت قبور انبیاء و اوصیای آنان ترویج شعائر دین و زنده نگاه داشتن آئین و جاودانگی نام ایشان و توجه دادن دلها به سویشان و تشویق و ترغیب مردم به پیروی از مرام و دینشان میباشد، و این کاری است که همه عقلای جهان آن را میپسندند و هر قوم در احیای آثار بزرگانشان و زنده نگاه داشتن نام و نشانشان و رواج دادن مرامشان میکوشند.
امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس قبر امام و پیشوای بر حق را زیارت کند و در کنار آن، چهار رکعت نماز گزارد، خداوند برای او ثواب حج و عمره را نویسد.
آری، دیدار مزار پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام تعظیم و بزرگداشت شعائر دینی است و تعظیم شعائر الهی از نشانههای تقوای دلها است.
احادیث و روایاتی را که در زمینه فضیلت زیارت قبر امام صادق علیه السلام وارد شده است، میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
نخست سلسله احادیثی که به طور عموم در ثواب زیارت قبور انبیاء و اولیاء آمده است.
و بخش دیگر احادیثی که در فضیلت زیارت قبر شخص امام صادق علیه السلام نقل شده است.
احادیث بخش نخست فراوان است و ما به چند نمونه اشاره میکنیم:
امام رضا علیه السلام فرمود :
برای هر امام و پیشوای بر حقی، بر گردن دوستان و پیروانش، حقی و تعهدی است و از آثار عمل به تعهد و ادای حق او، زیارت مرقد اوست. پس هر کس از روی علاقه و پس از پذیرش آئین او، به زیارت قبور انبیاء و امامان بشتابد، بدون شک در روز رستاخیز، آنها شفیع او خواهند بود.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:هر کس قبر امام جعفر صادق و یا پدرش امام باقر علیهماالسلام را زیارت کند. به چشم درد و دیگر بیماریها مبتلا نمیشود و گرفتار از دنیا نمیرود.
امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام فرمود :
زیارت خانه خدا را با زیارت قبر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله کامل کنید. ترک زیارت قبر او، جفا و ستم است در حق او. وظیفه شماست که به زیارت قبر او بشتابید و نیز به زیارت قبور کسانی که بر گردن شما حق دارند بپردازید و در کنار آن مزارها از خدا روزی بطلبید.
امام صادق علیه السلام فرمود :
هر کس قبر امام و پیشوای بر حق را زیارت کند و در کنار آن، چهار رکعت نماز گزارد، خداوند برای او ثواب حج و عمره را نویسد.
از احادیث بخش دوم به ذکر دو حدیث قناعت میکنیم:
امام صادق علیه السلام فرمود:
هر کس قبر مرا زیارت کند گناهانش آمرزیده میشود و هرگز فقیر و بینوا از دنیا نمیرود.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:
هر کس قبر امام جعفر صادق و یا پدرش امام باقر علیهماالسلام را زیارت کند. به چشم درد و دیگر بیماریها مبتلا نمیشود و گرفتار از دنیا نمیرود.
منبع:
به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.
امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف در روز جمعه ۱۳ رجب سال سیام عامالفیل، برابر با ۱۹ مهر، در شهر مکّه و درون کعبه چشم به جهان گشود. ابوطالب، پدر آن حضرت، که نامش عبدمناف بود، یکی از عموهای پیامبر اکرم حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله و بزرگ خاندان هاشم و یکی از سران مکّه و قریش به شمار میرفت و مادرش فاطمه بنت اسد نیز از بنی هاشم بود. از این رو، آن حضرت از دو طرف هاشمی به حساب میآید.[۱]
کنیه آن امام، ابوالحسن و «ابوتراب» است. القاب فراوانی از علی علیه السلام گزارش شده که از جمله میتوان به اسدالله (شیرخدا)، سید عرب (امیر عرب)، سیدالمسلمین، امام المتّقین و مهمتر از همه امیرالمؤمنین اشاره کرد. شیعیان این لقب را بنا بر نص پیامبر صلیاللهعلیه و آله مخصوص آن امام دانسته و به کارگیری آن را، حتی برای سایر معصومان علیهمالسلام، مجاز نمیدانند.[۲]
آن حضرت هنگامی در کعبه پا به گیتی گذاشت که پدرش در سفر بود و مادرش اسم او را حیدر نهاد. پدر پس از بازگشت، بر وی نام «علی» را افزود.[۳] او، که در خاندانی با اصالت و کرامت متولد شده بود، معلمان نخستیناش پدر و مادرش بودند که سالها قبل برای مدتی نسبتا طولانی سرپرستی حضرت محمّد صلیاللهعلیهوآله را بر عهده داشتند… طولی نکشید که در ظاهر به دلیل تنگدستی پدر و بروز قحطی، به دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله به خانه آن حضرت منتقل شد و به اراده الهی تحت تعلیم، سرپرستی و تربیت مستقیم ایشان قرار گرفت.[۴]
علی (ع) در معراج روحی خود که تربیت پیامبرش به آن سوق داده بود، به درجهای رسید که میشنید و میدید آنچه را که خود پیامبر به هنگام بعثتش میشنید و میدید.
امام علی (ع) خود از تربیتش به دست رسول خدا (ص) و اثر آن در تکامل صفات اخلاقی و روحی خویش، می فرماید: «پیامبر خدا دروغی در گفتار و خطایی در کردار من نیافت و خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را از آن زمانی که پیامبر از شیر گرفته شده بود همنشین آن حضرت ساخت تا او را شب و روز به راه بزرگواری و صفات پسندیده جهان سیر دهد. و من در پی او مانند راه رفتن بچه شتر به دنبال مادرش راه میرفتم و او از صفات خود هر روز پرچمی برمیافراشت و به من دستور پیروی از آن را میداد، و همه ساله مدتی را در کوه حرا اقامت میفرمود، من فقط او را میدیدم و او جز من کسی را نمیدید؛ در آن زمان اسلام به هیچ خانهای جز خانه رسول خدا (ص) و خدیجه راه نیافته بود و من سومین فرد،بودم، نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت و رسالت را استشمام میکردم»[۵].
امام در دنباله سخن پیشین خود، یادآوری میکند که پیامبر در مورد پیشامدی که در روزهای اول بعثتش اتفاق افتاده بود به او فرمود:«… به راستی تو میشنوی آنچه را که من میشنوم و میبینی آنچه را که من میبینم جز این که تو پیامبر نیستی و لیکن وزیر منی و تو بر خیر و نیکی هستی»[۶].
علی (ع) در حالی این مسافت را در سیر تکامل روحی خود پیمود که بیش از یازده سال از عمرش نمیگذشت و در این زمان افتخار سبقت در ایمان به نبوت پیامبر (ص) نیز بر افتخار پیوستگی وجودش با وجود پیامبر افزوده شد و او نخستین مرد مسلمانی گشت که پیش از همه مؤمنان دعوت پیامبر (ص) را لبیک گفت.
چون آیه «و اَنذِر عشیرتَکَ الأقربین»[۷] نازل شد، پیامبر (ص) پس از جمع نمودن خویشاوندان خود دعوت آنان را برای پذیرش اسلام اظهار نمود و از آنان برای تبلیغ اسلام در بین سایر مردم یاری طلبید و فرمود: کدام یک از شما مرا در این کار کمک میکند تا برادر و وصیّ من و خلیفه من در میان شما باشد؟ در حالی که همه مهر سکوت بر لب زده بودند، علی (ع) قیام کرد و گفت: «ای رسول خدا، آن منم.»[۸]
بنا به بعضی گزارشها، پیامبر سه بار از بنیهاشم یاری طلبید و همکار خود را نوید جانشینی و امامت داد و در هر بار، کسی جز علی علیهالسلام از میان آنان اعلام آمادگی نکرد. سرانجام، پیامبر (ص) رو به علی (ع) کرد و فرمود: «این وصیّ من و خلیفه من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او متابعت کنید.»[۹]
او از هفده تا بیست سالگی همراه سایر بنیهاشم در شعب ابوطالب و در محاصره اقتصادی به سر برد و پس از پایان محاصره، با مرگ پدرش ابوطالب، نه تنها کمترین تردیدی در مورد حمایت از پیامبر به خود راه نداد، بلکه بر میزان آن افزود و در «لیلة المبیت»[۱۰] که قریب ۲۳ سال از عمرش میگذشت، خود را سپر بلای پیامبر قرار داد و در بستر وی خوابید تا توطئه مسلّحانه دشمن برای قتل پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله او را نشانه رود. از این پس علی (ع) پیوسته در کنار رسول خدا به سر می برد و در جنگهایی که تاریخ نویسان آن را غزوه مینامند شرکت داشت.
هنگامی که پیامبر (ص) بین اصحاب خود پیمان برادری بست خود نیز در این پیمان اخوت شرکت جسته و علی (ع) را به عنوان برادر خویش انتخاب کرد، و بدو که در مراسم مزبور ایستاده بود و برادر شدن یک یک از مهاجر و انصار را نظاره مینمود رو کرده و فرمود:
- تو هم برادر من باش.
و این یکی از موارد استثنایی بود که میان دو نفر که هر دو مهاجر بودند عقد اخوت و برادری بسته میشد.[۱۱]
علی (ع) در همه غزوات رسول خدا (ص)، جز تبوک، حضور یافت و پس از پیامبر (ص) مهمترین و بنیادی ترین سهم را در پیروزیهای اسلام بر عهده داشت. افزون بر حضور در غزوات، امیر مؤمنان (ع) فرماندهی چند سریه را نیز به عهده گرفت که در همه آنها سربلند و پیروز بود.
در جنگ بدر که در سال دوم هجرت رخ دادبیش از نیمی از کشته شدگان با ضرب شمشیر علی علیه السلام از پای در آمدند.
در جنگ احد هنگامی که به خاطر غفلت دسته ای تیر انداز که مأمور نگاهبانی دره بودند، سپاه مدینه از دو سو در محاصره قرار گرفتند و مسلمانان از گرد پیامبر پراکنده شدند، علی (ع) در کنار پیامبر (ص) بود و مهاجمان را از او دور می ساخت.علت فرار قریش در آغاز نبرد این بود که پرچمداران نه گانه آنان یکی پس از دیگری به وسیله علی علیه السلام از پای در آمدند و در نتیجه رعب شدیدی در دل قریش افتاد که تاب و توان واستقامت را از آنان سلب نمود.[۱۲]
در سن ۲۷ سالگی در جنگ «خندق» حضور یافت و در زمانی که پیامبر سه بار مسلمانان را به مبارزه با عمرو بن عبدود و یاران او که از خندق عبور کرده و مسلمانان را به مبارزه می طلبیدند، دعوت کرد، تنها او بود که هر بار به خواست پیامبر، لبّیک گفت و پس از اذن پیامبر، در یک پیکار نفسگیر و بینظیر، سر عمرو را از تن جدا نمود و پیامبر فرمود: «ضربت علی در روز خندق، از عبادت تمام جن و انس تا روز قیامت برتر است.»[۱۳]
پس از این نبرد، در تسلیم و تنبیه یهودیان «بنی قریظه»، که پیمانشکنی کرده بودند نقش بیبدیلی ایفا کرد و در سال ششم هجری در سریهای بر تیرهای از بنی اسد تاخت و پس از شکست آنان در منطقه «فدک»، با غنایم فراوان بازگشت.[۱۴]
در جنگ «خیبر» پس از هزیمت ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن الخطاب و عدم توفیق آنها در فتح، پیامبر فرمود: «فردا عَلَم را به دست کسی میدهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز آن دو را دوست میدارد.» و فردا، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله امام علی علیهالسلام را طلبید و او را روانه کارزار با یهودیان خیبر نمود. او بزرگترین قهرمانان یهود، حارث و مرحب را به قتل رسانید و با دست خود درب قلعه خیبر را کند و دژهای یهودیان را یکی پس از دیگری فتح کرد.[۱۵]
در فتح مکه، به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله پرچم را از سعد بن عباده که شعار داد «امروز روز جنگ و کشتار و روز از میان رفتن حرمتهاست» گرفت و با شعار «امروز روز مرحمت است» پیشاپیش مسلمانان وارد مکه شد و در شکستن بتهای کعبه همراه پیامبر بود.[۱۶]
در جنگ حنین، هنگامی که مسلمانان به خاطر حمله سخت و غافلگیرانه قبیله هوازن پراکنده شدند و فرار کردند، علی علیه السلام از معدود افرادی بود که در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ماند و از آن حضرت دفاع نمود. از انس بن مالک نقل است که: «در روز حنین، علی بن ابیطالب استوارترین مردم در جنگ پیشاپیش رسول خدا بود»[۱۷]
در غزوه تبوک، به جانشینی رسول خدا (ص) در مدینه منصوب شد و پیامبر به آن حضرت فرمود: « ای علی آیا خشنود نیستی که نسبت به من همانند هارون به موسی باشی،جز اینکه تو پیامبر نیستی؟[۱۸]
در سریه ذات السلاسل، بعد از این که رسول خدا (ص) در چند نوبت گروههایی از اصحاب را به مأموریت فرستاد و همه بی نتیجه باز گشتند؛ علی (ع) را فرمان جنگ داد و آن حضرت با سپاه خود در سپیده صبح، بعد از گزاردن نماز، بر دشمنان حمله بردند و به سرعت پیروز گشتند و در این باره سوره عادیات بر پیامبر نازل گشت.[۱۹]
در سفر به یمن، هنگامی که خالد بن ولید بعد از گذشتن شش ماه در دعوت مردم یمن به اسلام موفق نشد، علی علیه السلام به فرمان پیامبر به یمن رفت و بعد از خواندن نماز نامه رسول خدا (ص) را برای آن مردم خواند و در این دعوت موفق گشت و در پی آن قبیله هَمدان در یک روز اسلام آوردند.[۲۰]
در ذی الحجه سال نهم پیامبر ابلاغ سوره برائت را به فرمان الهی به او سپرد و آن حضرت از پیامبر دستور یافت تا آیات سوره برائت را از ابابکر که در ابتدا مأمور به ابلاغ آیات گشته بود، گرفته و آیات قرآن را او بر مشرکان ابلاغ کند؛ زیرا فرشته وحی بر پیامبر نازل گشت و پیام آورد که: خداوند می فرماید: «آیات را کسی ابلاغ نکند مگر شخص تو، یا مردی که از تو است.»[۲۱]
در مباهله با مسیحیان نجران، پیامبر او را به همراه فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام به همراه خود برد و به این ترتیب مصداق «انفسنا» در آیه مباهله[۲۲]گشت و طبق آیه قرآن، به منزله جان رسول خدا معرفی شد.
در غدیر خم، و پس از بازگشت از حجة الوداع، با فرمان الهی که فرمود: * یَأَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ*[۲۳]«ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند.» رسول گرامی اسلام مأمور به ابلاغ نصب امیر مؤمنان و جانشینان او به خلافت گشت؛ پس آن حضرت فرمان داد همه باز ایستند و آنان که پیش رفته اند بازگردند؛ پس از اقامه نماز ظهر در آن هوای گرم، رسول خدا صلی الله علیه و آله بر منبری که با جهاز شتر ساخته شده بود رفت و پس از حمد و ثنای پروردگار و گواهی گرفتن از مردم بر یکتایی خداوند و بندگی و رسالت خود و حقانیت بهشت و دوزخ و روز قیامت، فرمود: «مردم من دو چیز نفیس و گرانمایه در میان شما بر جای می گذارم که اگر به آنها چنگ زنید، هرگز گمراه نخواهید شد. این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من درآیند. پس بنگرید با آنها چگونه رفتار می کنید و آیا حق مرا درباره آنها مراعات خواهید کرد!» یکی از حاضران پرسید: «یا رسول الله این دو کدامند؟» و پیامبر فرمود: «یکی کتاب خدا که یک سویش به دست خدا و سوی دیگر آن به دست شماست و دیگری عترت و اهل بیت من است. پس به آن دو چنگ زنید تا گمراه نشوید و بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک خواهید شد و درباره آن دو کوتاهی نکنید که نابود می گردید.» آن گاه فرمان الهی برای ابلاغ امامت حضرت امیر (ع) را بیان نمود و با بلندترین صدا فرمود: «آیا من سزاوارتر از شما به خود شما نیستم؟» مردم گفتند: «آری، به خدا سوگند.» پس آن حضرت بازوان امیر المؤمنین (ع) را گرفته و بلند نمود و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» «هرکه من مولای اویم، این علی مولای اوست.» سپس فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه..» «خداوندا دوست بدار آن که دوستی او را پذیرفت و دشمن باش با آن که به دشمنی او برخاست..».. هنگامی که خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله پایان یافت، آن حضرت فرمان داد تا مسلمانان دسته دسته نزد علی (ع) آیند و به او برای چنین فضیلتی تبریک گویند. «پیشاپیش کسانی که به امیر مؤمنان تبریک گفتند، ابوبکر و عمر بودند، عمر بن خطاب می گفت: به! به! ای فرزند ابوطالب، مولای من، و مولای هر مرد و زن مؤمنی گردیدی.»[۲۴]
این نمایه اصلی با پانزده مقاله، به معرفی کوتاه و فشرده ازحضرت امیر علیه السلام می پردازد.
[۱]- احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر، ج ۲، ص ۷۴ / محمد بن جریر الطبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، بیروت، الاعلمی، ج ۴، ص ۱۱۷ / ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارالفکر، ج ۳، ص ۳۹۱۱ / الشیخ المفید، الارشاد، قم، بصیرتی، ص ۱۲
[۲]- امینالاسلام الطبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، تصحیح علی اکبر الغفاری، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۹۹ ق، ص ۱۹۵٫ از القاب دیگر آن حضرت میتوان به «قائد الغرِّ المحجّلین» و «سید الاوصیاء» اشاره کرد.
[۳]- نک: ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد جقر، قم، اسماعیلیان، ۱۹۷۰، ص ۲۵٫
[۴]- الشیخ المفید، پیشین، ص ۱۲٫
[۵]- نهج البلاغه ج ۲ ص ۱۵۷٫
[۶]- نهج البلاغة ج ۲ ص ۱۵۷-۱۵۸٫
[۷]- سوره شعراء آیه ۲۱۴٫
[۸]- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج ۳، ص ۲ ـ ۱۱۱۸٫
[۹]- همان.
[۱۰]- ۱۳هجری و ۶۱۸ م.
[۱۱]- اختلاف است که شماره افرادی که در آن روز میان آنها این پیمان بسته شد جمعاً چند نفر بودند، مقریزی گفته: پنجاه نفر از مهاجر و پنجاه نفر از انصار بودند، و از ابن جوزی نقل شده که گفته است: من بررسی و تحقیق کردهام و مجموع افرادی را که رسول خدا (ص) در آن روز میان آنها پیمان برادری بست صد و هشتاد و شش نفر بودند و این جریان پنج ماه و به قولی هشت ماه پس از ورود به مدینه انجام شد.
ضمنا باید دانست که این پیمان را رسول خدا (ص) دو بار یکی در مکه و میان مسلمانان مکه و قریش و دیگری در مدینه و میان مهاجرین از یک طرف و انصار از یک سو بست، و در هر دو مرتبه علی بن ابیطالب را برادر خود گردانید.
و بد نیستبدانید که در پیمان برادری مکه از جمله حمزه را با زید بن حارثة و ابو بکر را با عمر، عثمان را با عبد الرحمن بن عوف، زبیر را با عبد الله مسعود، عبیدة بن حارث را با بلال و مصعب بن عمیر را با سعد بن ابی وقاص برادر ساخت.
و در پیمان مدینه نیز از جمله حمزه را با زید، جعفر بن ابیطالب را که در حبشه به سر میبرد با معاذ بن جبل، ابو بکر را با خارجة بن زید، عمر را با عتبان بن مالک، عثمان را با اوس بن ثابت، ابو عبیدة جراح را با سعد بن معاذ، عمار بن یاسر را با حذیفة بن یمان، سلمان فارسی را با ابو درداء و ابوذر را با منذر بن عمرو. . . برادر ساخت.
و این را هم بدانید که داستان پیمان برادری و اخوت علی (ع) را با رسول خدا (ص) در مکه و مدینه بیش از بیست نفر از سیره نویسان و محدثین اهل سنت در کتاب های خود نقل کردهاند. که برای اطلاع بیشتر میتوانید به کتاب الصحیح من السیره، ج ۳، ص ۶۰، احقاق الحق و کتابهای دیگر مراجعه کنید.
[۱۲]- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۴، ص ۲۵۰٫ « به نقل از: آیت الله سبحانی،فروغ ولایت، ص ۸۸ تا ۹۴»
[۱۳]- یوسف المزی، تهذیب الکمال، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۳، ج ۲۰، ص ۴۸۴ / علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج ۲، ص ۲۸۸ / سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، مقدمه السید محمدصادق بحرالعلوم، تهران، مکتبة نینوی الحدیثه، ص ۲۷۵٫
[۱۴]- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج ۲، ص ۴ ـ ۲۵۳٫
[۱۵]- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج ۲، ص ۳۰۰ـ۳۰۲ ابن هشام، پیشین، ج۳، ص ۵۵ ـ ۲۴۲ / الشیخ المفید، پیشین، ج ۱، ص ۱۲۵٫
[۱۶]- دانشنامه امام علی علیه السلام، ج۸، ص۱۸۶٫
[۱۷]- همان، ص۱۹۰٫
[۱۸]- همان، ص ۱۹۲٫
[۱۹]- شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۰- ۱۵۴٫ «به نقل از همان»
[۲۰]- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۳۱؛ شیخ مفید، الارشاد ج۱، ص۵۴، ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۲۰۵٫ «به نقل از همان»
[۲۱]- دانشنامه امام علی علیه السلام، ج۸، ص۲۰۹-۲۱۱٫
[۲۲]- سوره عمران، آیه ۶۱٫ « فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلی الْکذِبِینَ* هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
[۲۳]- سوره مائده آیه ۶۷٫
[۲۴]- جامعالاخبار، ص ۱۰ و از او در بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۶۶ و مناقب آن را از خبر ابوسعید خدری و از شرف المصطفی از براء بن عازب و از التمهید باقلانی نقل کرده است و معنای آن را هم از سمعانی ذکر کرده است و در بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۰۷ از أمالی شیخ صدوق از ابی هریره آمده است و فخر رازی آن را در تفسیر مفاتیح الغیب، ج ۳، ص ۴۳۳ آورده است و علامه امینی در الغدیر، ج ۱، ص ۲۷۲ ـ ۲۸۲ به طور مفصل این مطلب را از ۶۰ مصدر نقل کرده است. «به نقل از مجله معرفت، شماره ۶۳ مقاله: از مدینه تا غدیر» و دانشنامه امام علی علیه السلام، ج۸، ص۲۱۷٫
|
شبهای قدر، عالیترین لحظات برای پیوند بنده و خالق و بهترین فرصت برای اندیشه در جهت بازگشت به خویشتن در اوج غرق گشتگی در دنیای مادی است. آنان که مأمن و پناهگاه امنی برای توسل میجویند، آماده شدهاند تا در شب های دل کندن از هر آنچه انسان را به پستی و فراق از اصل کشانده، رهایی یابند و همچون آیینهای، مهیا و آماده تجلی نور حق و خداشناسی شوند. |
|
|
اکنون که بیش از نیمی از ماه پرفیض رمضان سپری شده، دلها و قلبها در دریای بیکران این ماه شسته و مطهر شده، تا در شبهای ریزش باران رحمت الهی، به درگاه حضرتش انسی دوباره گیرد و برای کسب عافیت به دور از هر آلودگی دعا کند. در حقیقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستی که از اول رمضان آغاز گشته است در شبهای قدر به اوج خود میرسد. درهای رحمت الهی گشوده شده، فرشتگان نظاره گر اعمال و شب زندهداریهای بندگان عاشقی هستند که سر بر سجده شکر ساییده و او را میخوانند تا اندکی از خوان بیکران رحمتش برای ادامه زندگی و ره توشه سفر آخرت به روی آنان گشوده شود. “انا انزلناه فی لیله القدر” آیهای از کلام وحی الهی که بارها شنیده و زمزمه کردهایم، کلامی که انسان مانده در قفس دنیا و در بند مادیّات را به سوی شبی فرا میخواند که گویند از هزار شب برتر است. “قدر” به معنای اندازهگیری است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در این شب حوادث یک سال تا شب قدر سال آینده اعم از زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت بندگان تقدیر میشود. در قرآن کریم آیهای که بیان کند شب قدر چه شبی است، دیده نمیشود، تنها در آیه ۱۸۵سوره بقره اینگونه آمده است که “شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن” قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده است. با استناد به این آیه معلوم میشود شب قدر یکی از شبهای ماه رمضان است، اما این که کدام یک از شبهای آن است، در قرآن کریم بیان نشده و تنها از روایات استفاده میشود. اهمیت شب قدر به حدی است که بسیاری از امامان دین بر احیای این شب حتی در حال بیماری نیز سفارش کردهاند. امام صادق(ع) به ابو بصیر می فرماید: در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان، تا میتوانی آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده داری کن، در آن دو شب غسل کن. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادی ندارد که سر شب کمی بخوابی و باقی مانده شب را به هر نحوی که میتوانی به عبادت بپردازی، چون در ماه رمضان، درهای آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مؤمنان پذیرفته میشود. از این حدیث بر می آید که انسان در این شب باید به هر شکل ممکن عبادت و راز و نیاز با خالق را از دست ندهد زیرا در این شب که شیاطین در بند هستند، هیچ واسطهای بین بنده و خالق نیست. از پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرین بر کسی که به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. “انس بن مالک” از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمودند: ماه مبارک به شما رو آورده است و در این ماه شبی است که برتر از هزار ماه است و هر کس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بینصیب مانده است و محروم نمیماند از برکات شب قدر، مگر کسی که خویشتن را محروم کرده است. از امام باقر (ع) نیز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است که اگر خداوند کارهای مؤمنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمیرسند، اما از راه لطف کارهای نیکوی آنها را چند برابر میفرماید تا کاستی هایشان جبران شود. بر این اساس، راز سعادتمند شدن انسانها در شب قدر، عمل اختیاری صالحی است که با عنایت خداوند، برکت یافته و چند برابر میشود. از حضرت رسول (ص) نیز پیرامون شب زنده داری شب قدر نقل است که فرمودند: کسی که شب قدر را شب زندهداری کند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد. امام موسی بن جعفر (ع) نیز در این باره فرمودند: کسی که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زندهداری کند، گناهانش آمرزیده میشود. تمامی این روایات بر این مطلب دلالت دارند که برخی مقدرات و پاداشها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتیجه کار خود بندگان است و سرنوشت هر انسانی در شب قدر به دست خودش رقم میخورد. در این شب به خواندن دعاهایی از جمله “جوش کبیر“، “دعای افتتاح” و “ابوحمزه ثمالی” سفارش شده زیرا انسان با یادآوری لطف، گذشت، کرم، رحمت و بخشش بیپایان خدای مهربان او را در کنار و دستگیر خویش میبیند و نور امید در دلش می درخشد. در شبهای قدر انسان وارد مسیر سرنوشت خود گشته و آن را تغییر میدهد، گاهی برای پیمودن مسیر مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مینشیند و با درک این شب، از شرّ نفس و شیاطین به آن خالق یکتا دست یاری دراز می کند تا همواره نگاهبان او باشد تا بتواند ره توشهای از اعمال نیک و شایسته برای سفر آخرت خود ذخیره کند. از اعمال شب قدر آن است که انسان به نگهبانان این شب “معصومین (ع)” توسل جسته و توفیق در اعمال و احوال را که به آن احتیاج دارد ذکر کرده و تلاش کند تا با استغفار از گناهان خود، باران رحمت و جود و بخشش خداوند را شامل حال خود کند. از دیگر اعمال شب قدر، نمازی است که در آن یک بار حمد و هفت بار “قل هو الله احد” خوانده میشود و بعد از پایان نماز هفتاد بار ذکر “استغفرالله ربی و اتوب الیه” گفته میشود و سپس حوایج از خدا خواسته میشود. به جا آوردن صد رکعت نماز و خواندن دعاهایی که در بین آن وارد شده از دیگر اعمال این شب است، زیرا مضامین آن برآمده از سینه امامان دین بوده و در این ادعیه علوم گران بهایی است که جز پیامبران و جانشینان آنان کسی از آن آگاه نیست. خواندن دعای گشودن قرآن و قرآن را روی سر گذاشتن از دیگر اعمال شب قدر است به این نیت که عقل و اندیشه او با این عمل تقویت شده و با دانشهای قرآن کامل شود و نور عقل با نور قرآن ضمیمه گردد. قرآن را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَْکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت که دارد بخواهد. قرآن شریف را بر سر بگذارد و بگوید: اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ، پس ده مرتبه بگوید بِکَ یَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِیٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت که دارى طلب کن.
به جا آوردن نمازهای مستحبی و قضا، قرائت سورههای روم، عنکبوت و دخان (در شب بیست و سوم)، از دیگر اعمال سفارش شده در شب های قدر برای بهره گیری از کرم و بخشش خداوند و آمرزش گناهان است. |
|
به گزارش خبرگزاری آینده روشن ، مراسم پر فیض شب های قدر در کشورهایی چون روسیه، ایتالیا، اتریش، یونان، اندونزی، عربستان، ترکمنستان، پاکستان و امارات برگزار شد . گزارش کوتاه برگزاری این مراسم در کشورهای مختلف توسط ایرانیان مقیم از قرار زیر است
روسیه
صدها تن از ایرانیان و شیعیان دیگر کشورها مقیم مسکو ، اولین شب از لیالی قدر را گرامی داشته و در شب ضربت خوردن مولای متقیان حضرت علی (ع) عزاداری کردند. این مراسم پنجشنبه شب در مسجد خاتم الانبیا(ص) مسکو با حضور دانشجویان، ایرانیان مقیم ، کارکنان نهادهای جمهوری اسلامی ایران و خانوادههای آنها و تعدادی از مسلمانان از دیگر کشورها برگزارشد. در این مجلس روحانی پس از اقامه نماز جماعت ،مراسم مداحی ، سخنرانی، دعا و نیایش شب قدرو مراسم احیا برگزار شد.
ایتالیا
مجتمع آموزشی شهید باهنر رم شب گذشته شاهد برپایی مراسم معنوی و روح بخش احیای شب قدر باحضور جمعیاز پیروان دلسوخته مولی الموحدین حضرت علی علیهالسلام بود. سپس حجتالاسلام والمسلمین” مهدی فوقی “از روحانیون حوزه علمیه اصفهان ، پیرامون شان نزول قرآن و سجایای اخلاقی پیامبراعظم (ص) و مولی الموحدین حضرت علی علیهالسلام سخنرانی کرد. درادامه مراسم دعای پرفیض جوشن کبیر توسط مداهاناهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام قرائت شد و در پایان حاضرین با بسر گرفتن قرآن مجید دعای ۱۴معصوم را زمزمه کردند. نظیر این مراسم معنوی در شبهای بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان درسالن اجتماعات مجتمع آموزشی شهید باهنر رم باحضورایرانیان مقیم ایتالیا ادامه خواهد داشت.
اندونزی
ایرانیان مقیم اندونزی همچون دیگر هموطنان خود در جنوب شرقی آسیا در لیالی قدر، با برپایی آیینهای ویژهای در سوگ اولین امام شیعیان نشستند. آیین احیا شب نوزدهم ماه مبارک رمضان شب گذشته با حضور دهها تن از ایرانیان مقیم اندونزی به همراه خانوادههای آنها شب گذشته در محل اقامتگاه سفیر ایران در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار شد.
اتریش
جمعی از شیعیان مقیم وین از ملیتهای مختلف پنجشنبه شب با حضور در مرکز اسلامی امام علی(ع) وین مراسم اولین شب قدر را برگزار کردند. در این آیین که با قرائت دعای جوشن کبیر ادامه یافت، حجتالاسلام رمضانی گیلانی رییس مرکز اسلامی امام علی (ع) وین درباره برکات و فضایل شبهای قدر سخنرانی کرد. مراسم شبهای قدر شامگاه ۲۱و ۲۳ماه مبارک رمضان نیز در این مرکز برگزار میشود.
یونان
مراسم اولین شب قدر، جمعه شب در محل بیت الحجه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آتن برگزار گردید. در این مراسم که جمع کثیری از عاشقان اهل و بیت و طهارت حضور داشتند “سیدمهدی حسینی” روحانی اعزامی از ایران درمورد فضلیت این شب مهم سخنرانی کرد. در این مراسم ملکوتی که بااقامه نماز مغرب و عشا آغاز شده بود، پیروان امام علی (ع) در شب ضربت خوردن مولای متقیان به سوگواری پرداختند. در پایان این مجلس دعای پرفیض “جوشن کبیر” نیز قرائت گردید.
امارات
آیین نخستین شب از لیالی پر فیض قدر و سالروز ضربت خوردن اولین امام شیعیان حضرت علی(ع) با حضور جمع کثیری از ایرانیان مقیم امارات عربی متحده در شهر دبی برگزار شد.
شیعیان مقیم امارات عربی متحده پنجشنبه شب با حضور در مسجد امام حسین (ع) شهر دبی به مناسبت شب نوزدهم ماه مبارک رمضان به احیا و راز و نیاز با خدای خود پرداختند. شرکتکنندگان در این مراسم معنوی پس از خواندن دعای کمیل و قرائت دعای افتتاح و جوشن کبیر و قرآن بر سر گرفتن به عزاداری و سینهزنی در مدح مولای خود حضرت علی(ع) پرداختند. به هنگام برگزاری این مراسم پر شور تمامی صحن، حیاط و خیابانهای اطراف مسجد امام حسین (ع) شهر دبی مملو از شیعیانی بود که برای دعا و نیایش گردهم آمده بودند.
عربستان
ایرانیان مقیمریاض پایتخت عربستانسعودی در شب شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) و دومین شب از لیالی قدر در رثای آن امام همام به سوگ نشستند. در این مراسم که پنجشنبهشب در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران برپا شد ، علاوه بر اعضای سفارت و رییسان نهادهای جمهوری اسلامی در عربستان ، شماری از بازرگانان ایرانی مقیم این کشور نیز حضور داشتند.
حاضرین در این مراسم پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریموقرائت دعای پر فیض “جوشن کبیر” ، قرآن به سر گرفته و برای آمرزش گناهان خود و بهبود امور مسلمین در سراسر عالم دعا کردند.
ترکمنستان
آیین بزرگداشت شب قدر و سوگواری به مناسبت ضربت خوردن مولیالموحدین علی (ع) پنجشنبهشب در مسجد امام رضا(ع) عشقآباد و مسجد الزهرا سفارت ایران در ترکمنستان برگزار شد.
در این آیین معنوی جمعی از شهروندان ترکمنستان و ایرانیان مقیم این کشور با خواندن دعای جوشن کبیر و بر سر گذاشتن قرآن به راز و نیاز با پروردگار خود پرداختند. در این مراسم مداحان اهل بیت (ع) در سوگ شهادت امیر مومنان علی (ع) نوحهسرایی کردند.
پاکستان
گروهی از ایرانیان مقیم اسلامآباد پایتخت پاکستان پنجشنبه شب با حضور در مسجد حضرت امام حسین(ع) مجتمع مسکونی سفارت جمهوری اسلامی ایران نخستین شب قدر ماه مبارک رمضان را گرامی داشتند. شیفتگان به خاندان اهل بیت (ع) با برپایی آیینهای این شب که از هزاران شب بابرکت است از چشمه سار امامت و ولایت بهرهمند شدند. همچنین آییهای ویژه شب قدر و ضربت خوردن حضرت علی (ع) در محراب مسجد کوفه با حضور ایرانیان مقیم و خانوادهایشان در شهرهای پیشاور ، لاهور ، کویته و کراچی نیز برگزار شد.
