۱-دو گوشمون بدهکار حرف کسی نسیت / با سنی آب شیعه توی جوب نمیره ( حاج روح الله بهمنی )
مدح حضرت معصومه (س)
| اى دختر و خواهر ولایت بر ارض و سما ملیکه در قم معصومه به کتیبه و به عصمت در کوى تو زنده، جان مرده در قصر تو جبرئیل حاجب گفتند و شنیده اند ز آغاز حاجت نبود مرا برآن در قم قبله خازن بهشت است قم شهر مقدس قیام است قم تربت پاک پیکر توست گر فاطمه دفن شد شبانه کى گفته نهان زماست آن قبر آن قبر که در مدینه شد گم مریم به برت اگر نشیند سازد به سلام سرو قد خم روزى که به قم قدم نهادى آن روز قرار ازملک رفت تایید چو موکبت ز صحرا درخاک رهت ز عجز و ناله با گریه شوق و شاخه گل دل بود که بود محفل تو آن پیر که سید زمان بود گردید به گرد کاروانت بردند ترابه گریه هودج ازشوق تو اى بتول دوم کاى مردم قم به پاى خیزید آذین به بهشت قم ببندید قم شام نبود تا که درآن قم شام نبود تا که از سنگ قم کوفه نبود تا که خواهر حاشا که قم این جفا پذیرد بستند به گرد میهمان صف قم مهمان را عزیز خواند «میثم» همه عمر آن چه را گفت |
آیینه مادر ولایت آرام دل امام هفتم افتاده به خاک پایت عفت بر خاک تو عرش سجده برده زوار تو را بهشت واجب کز قم به جنان درى شود باز قم باشدم از بهشت بهتر این جا سخن از بهشت، زشت است قم خانه یازده امام است اینجا حرم مطهر توست نبود ز حریم او نشانه من یافته ام کجاست آن قبر پیدا شده در مدینه قم این منظره را مسیح بیند اول به تو بعد از آن به مریم قم را شرف مدینه دادى ذکر صلوات بر فلک رفت شهر از تو شنید بوى زهرا مى ریخت سرشک همچو لاله برد اند به ناقه ات توسل غم گشت به دور محمل تو رویش همه را چراغ جان بود شد، پاى برهنه سار بانت تا خانه موسى ابن خزرج قم داد ندا به مردم قم از هر در و بام گل بریزید ناموس خدا مرا پسندید دشنام دهد کسى به مهمان گردد رخ میهمان ز خون رنگ بیند سر نى سر برادر مهمان به خرابه جاى گیرد قم با صلوات و شام با کف کى دخت و را کنیز خواند؟ در مدح و مصیبت شما گفت |
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. |
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.
به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.
آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.
خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه
گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب قطرهای باشد ز دریای کمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و کهربایی نورها باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه
صافی آیینه ایوان نیکو منظرش گوشهای از صافی قلب زلال فاطمه
عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه
بر سر ما سایه افکن از کرامت ای بتول شد سعید آن کس که بُد اندر ظلال

مداح : حاج روح الله بهمنی
سخران :حجت اسلام سیاری
زمان : ۸/۰۸/۱۳۸۷
۱-قسمت اول (حاج روح الله بهمنی) ۲-قسمت دوم (کربلائی مهدی مقدم)
۳-قسمت سوم(حاج روح الله بهمنی) ۴-قسمت چهارم(کربلائی مهدی مقدم)
