قسمت اول – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت دوم – ( حاج روح الله بهمنی )
قسمت سوم – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت چهارم – ( حاج روح الله بهمنی )
قسمت پنجم – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت ششم – ( حاج روح الله بهمنی )
قسمت اول – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت دوم – ( حاج روح الله بهمنی )
قسمت سوم – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت چهارم – ( حاج روح الله بهمنی )
قسمت پنجم – ( حاج روح الله بهمنی ) قسمت ششم – ( حاج روح الله بهمنی )
۱-دو گوشمون بدهکار حرف کسی نسیت / با سنی آب شیعه توی جوب نمیره ( حاج روح الله بهمنی )
مدح حضرت معصومه (س)
| اى دختر و خواهر ولایت بر ارض و سما ملیکه در قم معصومه به کتیبه و به عصمت در کوى تو زنده، جان مرده در قصر تو جبرئیل حاجب گفتند و شنیده اند ز آغاز حاجت نبود مرا برآن در قم قبله خازن بهشت است قم شهر مقدس قیام است قم تربت پاک پیکر توست گر فاطمه دفن شد شبانه کى گفته نهان زماست آن قبر آن قبر که در مدینه شد گم مریم به برت اگر نشیند سازد به سلام سرو قد خم روزى که به قم قدم نهادى آن روز قرار ازملک رفت تایید چو موکبت ز صحرا درخاک رهت ز عجز و ناله با گریه شوق و شاخه گل دل بود که بود محفل تو آن پیر که سید زمان بود گردید به گرد کاروانت بردند ترابه گریه هودج ازشوق تو اى بتول دوم کاى مردم قم به پاى خیزید آذین به بهشت قم ببندید قم شام نبود تا که درآن قم شام نبود تا که از سنگ قم کوفه نبود تا که خواهر حاشا که قم این جفا پذیرد بستند به گرد میهمان صف قم مهمان را عزیز خواند «میثم» همه عمر آن چه را گفت |
آیینه مادر ولایت آرام دل امام هفتم افتاده به خاک پایت عفت بر خاک تو عرش سجده برده زوار تو را بهشت واجب کز قم به جنان درى شود باز قم باشدم از بهشت بهتر این جا سخن از بهشت، زشت است قم خانه یازده امام است اینجا حرم مطهر توست نبود ز حریم او نشانه من یافته ام کجاست آن قبر پیدا شده در مدینه قم این منظره را مسیح بیند اول به تو بعد از آن به مریم قم را شرف مدینه دادى ذکر صلوات بر فلک رفت شهر از تو شنید بوى زهرا مى ریخت سرشک همچو لاله برد اند به ناقه ات توسل غم گشت به دور محمل تو رویش همه را چراغ جان بود شد، پاى برهنه سار بانت تا خانه موسى ابن خزرج قم داد ندا به مردم قم از هر در و بام گل بریزید ناموس خدا مرا پسندید دشنام دهد کسى به مهمان گردد رخ میهمان ز خون رنگ بیند سر نى سر برادر مهمان به خرابه جاى گیرد قم با صلوات و شام با کف کى دخت و را کنیز خواند؟ در مدح و مصیبت شما گفت |
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. |
خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه
گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب قطرهای باشد ز دریای کمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و کهربایی نورها باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه
صافی آیینه ایوان نیکو منظرش گوشهای از صافی قلب زلال فاطمه
عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه
بر سر ما سایه افکن از کرامت ای بتول شد سعید آن کس که بُد اندر ظلال

مداح : حاج روح الله بهمنی
سخران :حجت اسلام سیاری
زمان : ۸/۰۸/۱۳۸۷